صدا وسیما را ملی کنید

رسانه در دنیای امروز تنها ابزار اطلاع رسانی نیست؛ بلکه یکی ازمهمترین ارکان شکلگیری اعتماد عمومی و تقویت سرمایه اجتماعی بهشمار میرود و هر اندازه مردم احساس کنند یک رسانه با انصاف،عدالت و بیطرفی، واقعیتهای جامعه را بازتاب میدهد، پیوند جامعهو آن رسانه نیز مستحکمتر خواهدشد.
در این میان، صداوسیما به عنوان رسانهای که وصف «ملی» بر خوددارد، مسئولیتی متفاوت و گستردهتر از سایر رسانهها دارد. این رسانهبراساس همین وصف، باید آیینه تمامنمای جامعه باشد؛ رسانهای کههمه مردم، با سلایق و دیدگاههای مختلف، احساس کنند در آن دیده وشنیده میشوند.
به نظر میرسد در سالهای اخیر، برخی رویکردهای رسانه ملی ایننگرانی را در بخشی از جامعه ایجاد کرده که از رسالت اصلی خود یعنیبیطرفی، رعایت عدالت در اطلاعرسانی و ایجاد فرصت برابر برایانعکاس دیدگاههای مختلف فاصله گرفته است. شکلگیری چنینبرداشتی، حتی فارغ از میزان انطباق آن با واقعیت، میتواند بر اعتمادعمومی و سرمایه اجتماعی اثر منفی بگذارد.
رسانهای که با منابع عمومی بیت المال اداره میشود، نباید به گونهایعمل کند که تصور ایجاد شود که به یک جریان یا جناح سیاسی خاصنزدیک است.
رسانه ملی زمانی میتواند جایگاه واقعی خود را حفظ کند که متعلق بههمه مردم باشد و بتواند صدای جامعه را با همه تنوع و پیچیدگیهایآن منعکس کند. بیتردید، نقد منصفانه، گفتوگوی سازنده، شنیدندیدگاههای متفاوت و پرهیز از روایتهای یکسویه، از الزامات یکرسانه اثرگذار است. جامعه امروز بیش از گذشته نیازمند رسانهای استکه اعتماد ایجاد کند، نه فاصله. سرمایه اجتماعی هم با شعار ساختهنمیشود؛ بلکه محصول اعتماد، احساس عدالت و باور مردم به شنیدهشدن است. رسانهای که صدای همه مردم را بشنود، میتواند درتقویت این سرمایه نقشآفرینی کند.
پر واضح است که یکی از عوامل توفیق و پیروزی کشورمان در دو جنگتحمیلی اخیر انسجام اجتماعی بوده است و این امر هم مورد تاکیدرهبر شهید قرار داشت و هم با کلیدواژه وحدت کلمه و اتحاد مقدس ازسوی رهبر کنونی انقلاب مورد تاکید قرار گرفته است.
اما زمانی انسجام و همدلی رخ می دهد که گروهها و اقشار مختلفاجتماعی، فارغ از گرایش و قومیت و سلایق، خود را در جامعه اثرگذارببینند و این امر طبعاً باعث افزایش سرمایه اجتماعی میشود.
اکنون یکی از مهمترین مظاهر بروز این نقشآفرینی صدا وسیماست کهاز آن با صفت ملی یاد میشود. حتی عنوان رسانه ملی نیز الزام بهانعکاس صداهای جامعه ایران در ابعاد ملی و نه تنها یک سلیقه خاصنهفته است. با این حال بررسی برنامههای شبکههای مختلفصداوسیما و مقایسه آن با آنچه در جامعه و بین مردم شهر و روستا وخیابان میگذرد، نتایج دیگری را به دست میدهد.
شهید علی لاریجانی در دهه ۷۰ چندین شبکه به صداوسیما اضافه کردتا هر کدام بخشی از اقشار و گرایشهای جامعه را به خود جذب و برایآنها برنامه سازی کنند؛ اما این روزها وقتی مخاطب کنترل به دست،شبکههای مختلف سیما را جابجا میکند، اکثرا چیزی جز آدمهای یکشکل و برنامهها و مضامین یک شکل نمیبیند؛ چه از نظر سلایقاجتماعی و فرهنگی و چه مواضع مجریان و کارشناسانی که به اینرسانه دعوت میشوند و به نظر میرسد این فضا به کلی با آنچه درجامعه فرهیخته و پرنخبه ایران امروز میگذرد، کاملاً متفاوت است.
در شرایط خطیر این روزها که کشور هم درگیر تجاوزات بی رحمانهدشمن خارجی است و هم تنش داخلی را در دی ماه گذشته پشت سرگذاشته، آنچه میتواند باعث مصونیت کشور در مقابل دشمن داخلی وخارجی شود، این احساس عمومی در میان مردم است که مجموعهحاکمیت و از جمله رسانهای که به کل ملت ایران منتسب است رانماینده خود ببینند. اما به نظر میرسد حتی خود مسئولان صدا و سیمانیز به پرسش نمایندگی از کل جامعه در این رسانه، پاسخ منفیمیدهند.
آنچه در هفتههای اخیر با سانسور سخنان عالیترین مقامات کشور،یعنی سران قوا که با رای مردم یا انتصاب رهبر معظم انقلاب بر کرسیمسئولیت نشستهاند رخ داد، واقعیات را در این زمینه مشخص کرد.
کوتاه سخن آنکه رسانه ملی از آن همه ملت ایران است و اگر به ثبات وامنیت و آرامش و سربلندی ایران میاندیشیم، چارهای جز ملی کردناین رسانه نیست
عبدالرضا چراغعلی
سرپرست مرکز امور اجتماعی استانداری تهران




