وقتی واممسکن به یک عدد تشریفاتی تبدیل می شود

در شرایطی که متوسط قیمت هر مترمربع آپارتمان در تهران از مرز ۸۰میلیون تومان عبور کرده، وام ۷۰۰ میلیون تومانی بانک مسکن چندانتفاوتی با یک شوخی تلخ ندارد. این جمله را نه یک فعال صنفی که یکخریدار عادی هم میتواند بگوید؛ اما وقتی نایبرئیس اتحادیهمشاوران املاک استان تهران چنین چیزی را میگوید، یعنی فاجعه بهحدی رسیده که حتی متولیان بازار هم دست از تعارف برداشتهاند.
وام مسکن؛ ابزاری که به مقصد نمیرسد
به گزارش خبرنگار ساختمان آنلایت،سالهاست که سیاستگذار مسکن،«تسهیلات بانکی» را به عنوان اصلیترین ابزار حمایت از خریدارانمعرفی میکند. اما واقعیت میدانی چیز دیگری است. امروز در بسیاریاز نقاط تهران، وام ۷۰۰ میلیونی حتی کفاف خرید یک مترمربع آپارتمان رانمیدهد. یعنی اگر یک خانوار تهرانی بخواهد با اتکا به این وام خانهدارشود، باید بیش از ۹۵ درصد قیمت ملک را خودش تأمین کند. در اینشرایط، نام «وام خرید مسکن» برای این مبلغ، نه تنها گمراهکنندهاست، بلکه عملاً توهین به توان مالی و آرزوی مردم برای داشتن سرپناهمحسوب میشود.
فاصله عمیق با تورم مسکن
طبق آمارهای رسمی، قیمت مسکن در تهران طی پنج سال گذشتهحدود ۴ برابر شده، اما سقف وام خرید مسکن در همین مدت، تنهاحدود ۵۰ درصد افزایش یافته است. این یعنی توان واقعی وامها درتأمین هزینه خرید، هر سال کمرنگتر شده و امروز به پایینترین سطحخود در دو دهه اخیر رسیده است.
نکته جالب اینکه این ناهماهنگی، نه تنها به نفع سازندگان نیست، بلکهبه زیان کل بازار تمام شده است. وقتی وام، قدرت خرید مردم راافزایش ندهد، تقاضای مؤثر شکل نمیگیرد و سازندگان نیز با انبوهواحدهای فروشنرفته، دست از ساخت برمیدارند. نتیجه آنچه کهامروز میبینیم: رکود ساختوساز در کنار افزایش قیمتهای نجومی کههیچ تناسبی با درآمد مردم ندارد.
نایبرئیس اتحادیه مشاوران املاک در اظهارات اخیر خود به صراحتگفته که این وامها «در بسیاری از نقاط تهران حتی کفاف خرید یکمترمربع را هم نمیدهد». این جمله را باید جدی گرفت؛ چون او تنهایک تحلیلگر نیست، بلکه عضوی از جامعه صنفی است که روزانه باهزاران معامله سروکار دارد و از نزدیک ناتوانی مردم را در برابرقیمتهای فعلی مشاهده میکند.
اگر این وام را با قیمت هر مترمربع در مناطق مختلف تهران مقایسهکنیم، میبینیم که حتی در منطقه ۱۸ که جزو ارزانترین مناطق پایتختمحسوب میشود، متوسط قیمت هر متر حدود ۳۵ تا ۴۰ میلیون توماناست. یعنی وام ۷۰۰ میلیونی، تنها برای خرید حدود ۱۷ تا ۲۰ مترمربعآپارتمان در پایینترین سطح قیمتی کفایت میکند. در مناطق متوسطشهر، این عدد به ۸ تا ۱۰ مترمربع میرسد و در مناطق گرانقیمت، حتیبه یک مترمربع هم نمیرسد. این یعنی وام مسکن عملاً به یک عددتشریفاتی تبدیل شده است.
کارشناسان معتقدند مشکل اصلی، تنها پایین بودن مبلغ وام نیست؛بلکه ساختار تأمین مالی مسکن در ایران نیاز به بازنگری اساسی دارد. دربسیاری از کشورهای جهان، ابزارهایی مانند اوراق رهنی، صندوقهایسرمایهگذاری مسکن و تسهیلات بلندمدت با نرخ سود پایین، جایگزینوامهای کوتاهمدت و کماثر شدهاند. اما در ایران همچنان تنها راهکار،مراجعه به بانک مسکن و دریافت وامی است که در بهترین حالت، تنهاچند متر از خانه آرزویی را پوشش میدهد.
بیاثری وامهای مسکن، دیگر یک ادعا نیست؛ یک واقعیت آماری ومیدانی است. وقتی نایبرئیس اتحادیه مشاوران املاک مجبور میشودبگوید وام ۷۰۰ میلیونی «حتی یک متر خانه را نمیخرد»، یعنی سیستمتأمین مالی مسکن به بنبست رسیده است. شاید وقت آن رسیده کهسیاستگذار به جای افزایش مقطعی و ناچیز سقف وام، به فکر طراحیابزارهای جدید تأمین مالی باشد؛ ابزارهایی که بتوانند فاصله عمیق بیندرآمد مردم و قیمت مسکن را پر کنند. در غیر این صورت، وامهایمسکن همچنان سرابی خواهد بود که نه به مقصد میرسد و نهتشنهای را سیراب میکند.
لیلا درخشان




