بحران اقلیم و هویت در ساختوسازهای خطه کاسپین؛ چرا شمال ایران نیازمند بازگشت به مصالح بومی است؟

روند رو به رشد ساختوساز در استانهای شمالی کشور طی دهههای اخیر، چهرهی مازندران، گیلان و گلستان را دستخوش تغییرات بنیادین کرده است. هجوم سیمان، بتن، آهن و نماهای سنگی موسوم به «رومی» به دل جنگلها و جلگههای شمال، نه تنها هویت بصری این مناطق را مخدوش کرده، بلکه چالشهای عمیق اقلیمی و اقتصادی به همراه داشته است. کارشناسان حوزه معماری و شهرسازی معتقدند تداوم این روند، آسیبهای جبرانناپذیری در پی دارد و تنها راه برونرفت از این وضعیت، الزام به استفاده از مصالح بومی و سازگار با اقلیم در پروژههای مسکونی این مناطق است.
مهمترین ویژگی اقلیم شمال ایران، رطوبت بالا و بارشهای مداوم است. معماری سنتی این خطه در گذشته با استفاده از چوب، ساقه برنج (کلوش)، سفال و گل، به گونهای طراحی میشد که ساختمان اصطلاحاً «نفس بکشد» و جریان هوا مانع از حبس رطوبت در داخل بنا شود. اما امروزه استفاده از بلوکهای سیمانی و اسکلتهای فلزی سنگین، این تعادل را بر هم زده است.
مصالح صنعتی وارداتی به این اقلیم، ظرفیت بالایی در جذب و انتقال سرما و رطوبت دارند. نتیجه این امر، تعریق دیوارهای داخلی، پوسیدگی زودهنگام تاسیسات، رشد قارچ و کپک در فضاهای مسکونی و در نهایت کاهش شدید عمر مفید ساختمان است. در حالی که مصالح بومی، به ویژه چوب و فرآوردههای سلولزی منطقه، به دلیل ساختار متخلخل خود، عملکردی شبیه به عایق حرارتی و رطوبتی دارند و با محیط پیرامون خود به تعادل میرسند.
هدررفت انرژی و تحمیل هزینههای سنگین لجستیک
از منظر اقتصادی، انتقال حجم عظیمی از مصالح سنگین مانند فولاد، سیمان و سنگهای نما از استانهای مرکزی به شمال کشور، هزینههای پنهان و آشکار فراوانی دارد. هزینه بالای حملونقل این نهادهها، قیمت تمامشده مسکن را به شدت افزایش میدهد. علاوه بر این، تردد مداوم کامیونهای حامل مصالح، موجب تخریب زیرساختهای جادهای و افزایش آلایندگی در جادههای کوهستانی و جنگلی میشود.
در سوی مقابل، ساختمانهایی که با مصالح غیرهمخوان با اقلیم ساخته میشوند، به شدت از نظر مصرف انرژی ناکارآمد هستند. در فصول سرد، گرم کردن این سازههای بتنی نیازمند مصرف بالای گاز است و در فصول گرم، خنک نگه داشتن آنها انرژی برق زیادی میطلبد. استفاده از مصالح بومیِ عایق، میتواند نیاز به سیستمهای سرمایشی و گرمایشی پرمصرف را به حداقل برساند و بار سنگینی را از دوش شبکههای توزیع انرژی بردارد.
استخراج بیرویه شن و ماسه از بستر رودخانههای شمال برای تامین نیاز کارگاههای بلوکزنی و بتنریزی، یکی از مخربترین پیامدهای کنار گذاشتن مصالح بومی است. این روند اکوسیستم رودخانهها را نابود کرده و خطر سیلابها را تشدید میکند.
بازگشت به مصالح بومی به معنای بازگشت به زندگی در خانههای خشتی و گلی قرون گذشته نیست؛ بلکه منظور، استفاده از فناوریهای نوین برای فرآوری و مقاومسازی مصالح در دسترس منطقه است. توسعه کارخانههای فرآوری چوبهای صنعتی (از درختان پرورشی و سریعالرشد)، تولید پنلهای پیشساخته از ضایعات کشاورزی مانند ساقه برنج و گندم، و استفاده از آجرهای سفالی مدرن، میتواند علاوه بر تامین نیاز بخش مسکن، هزاران شغل پایدار بومی ایجاد کند و چرخ اقتصاد محلی را به حرکت درآورد.
تجربه کشورهای پیشرو در صنعت ساختمان نشان میدهد که برای هر اقلیم، کدهای معماری و مصالح مجازِ مشخصی تعریف میشود. نمیتوان با همان مصالح و نقشهای که در یزد یا تهران خانهسازی میشود، در رشت یا رامسر نیز ساختمان ساخت.
ضروری است که نهادهای متولی نظیر سازمان نظام مهندسی و وزارت راه و شهرسازی، با بازنگری در مقررات ملی ساختمان، استانداردهای ویژهای برای اقلیم معتدل و مرطوب شمال کشور تدوین کنند. ارائه مشوقهای مالی و تسهیلات بانکی ارزانقیمت به سازندگانی که از مصالح بومی و فناوریهای نوینِ مبتنی بر مواد اولیه منطقهای استفاده میکنند، میتواند گامی موثر در جهت توقف روند تخریب شمال و حرکت به سوی توسعه پایدار شهری و روستایی در این خطه باشد. مسکن شمال ایران، نیازمند بازگشت به ریشههایی است که با مهندسی روزآمد پیوند خوردهاند.
دکتر محمدباکری،کارشناس مسکن




