استاد دانشگاه تهران : سیاست تجمیع پلاکها در تهران برای نوسازی، مردودترین الگوی بازآفرینی است

دکتر سید امیر منصوری، استاد دانشگاه تهران با انتقاد از سیاست تجمیع پلاکهای فرسوده برای نوسازی شهری، تأکید کرد این مدل سالها پیش در تهران آزموده شده و تجربه عملی سازمان نوسازی شهر تهران نشان داده که ظرفیت اجتماعی این روش بسیار محدود است.
دکتر سید امیر منصوری، استاد دانشگاه تهران، در گفتوگو با «ساختمان آنلاین» با اشاره به اظهارات اخیر مدیرعامل شرکت بازآفرینی شهری ایران درباره نوسازی بافتهای فرسوده از طریق تجمیع پلاکها و مجتمعسازی، این رویکرد را «کاملاً تئوریک و غیرعملی» توصیف کرد و گفت: این همان مدلی است که پیشتر در تهران تجربه شده و نتیجه آن نشان داده که قابلیت تبدیل شدن به یک سیاست فراگیر را ندارد.
وی اظهار کرد: «تعجبآور است که امروز دوباره الگویی که در فرآیند نوسازی آزموده شده و کنار گذاشته شده، بهعنوان سیاست اجرایی مطرح میشود؛ در حالی که تجربههای گذشته و مطالعات حوزه بازآفرینی شهری، محدودیتهای این روش را نشان داده است.»
منصوری با اشاره به سابقه اجرای طرحهای تجمیع در تهران گفت: «خود سازمان نوسازی شهر تهران نیز این مسیر را تجربه کرده است. در دوره مدیریت آقای درویشزاده در سازمان نوسازی، موضوع تجمیع پلاکها بهصورت جدی دنبال شد و هر ظرفیتی که از نظر اجتماعی امکان تحقق داشت، مورد استفاده قرار گرفت.»
وی افزود: «در آن دوره، بزرگترین نمونههای تجمیع در تهران حدود ۱۰۰ پلاک را شامل میشد، اما میانگین تجمیعها حدود هفت یا هشت پلاک بود. حتی در ادامه، آخرین نمونههای موفق به سه یا چهار پلاک محدود شد. این نشان میدهد که تجمیع پلاکها یک راهکار عمومی برای شهر تهران نیست و تنها در موارد خاص امکان تحقق دارد.»
این استاد دانشگاه ادامه داد: «بعد از مدتی، حتی همان مجموعه به این جمعبندی رسید که دیگر در تهران بهسختی میتوان مالکی را پیدا کرد که حاضر باشد پلاک خود را با پلاک همجوار تجمیع کند. بنابراین تجربه اجرایی خود سازمان نوسازی نشان داده که این مسیر، ظرفیت محدودی دارد.»
منصوری با بیان اینکه پیششرط اجرای این مدل، جابهجایی گسترده ساکنان بافتهای فرسوده است، گفت: «برای اینکه دولت بتواند چندین پلاک را تجمیع و یک مجموعه بزرگ احداث کند، باید ساکنان از محل زندگی خود خارج شوند و منتظر تکمیل پروژه بمانند؛ در حالی که دولت با چالشهای جدی مالی و اجرایی روبهرو است.»
وی افزود: «این یعنی کنار گذاشتن نقش بخش خصوصی و بازگشت به همان الگوهایی که در پروژههایی مانند مسکن مهر، مسکن ملی و دیگر برنامههای دولتی ساختوساز تجربه شده است؛ در حالی که نوسازی شهری با ساختوساز دولتی تفاوت دارد.»
منصوری با اشاره به مسئله اعتماد عمومی اظهار کرد: «مردم تجربههای گذشته را دیدهاند و طبیعی است که برای مشارکت در چنین طرحهایی تردید داشته باشند. مالکی که قرار است ملک خود را وارد یک فرآیند طولانی کند، باید اطمینان داشته باشد که پروژه در زمان مشخص و با سازوکار روشن به نتیجه میرسد.»
وی در ادامه درباره پروژه اسلامآباد تهران گفت: «صدور سند برای متصرفان زمین در این منطقه موضوع مهمی بود، اما نباید آن را با نوسازی شهری یکی دانست. استقبال مردم از این اقدام به دلیل حل مسئله مالکیت بود، نه به دلیل اجرای یک برنامه نوسازی. باید مشخص شود برنامه واقعی برای نوسازی کالبدی و شهری این محلات چیست.»
منصوری در پاسخ به این پرسش که راهکار جایگزین چیست، گفت: «مدیران باید از متخصصان و تجربههای گذشته استفاده کنند. مسئله این نیست که ما راهحل ارائه ندهیم؛ مسئله این است که قبل از اعلام یک سیاست، باید بررسی شود که این سیاست قبلاً اجرا شده یا نه و چه نتیجهای داشته است.»
وی تأکید کرد: «وقتی یک مسیر قبلاً طی شده و نتایج آن مشخص است، تکرار همان مسیر به معنای نادیده گرفتن تجربههای موجود است. در حوزه نوسازی شهری باید به دنبال راهکارهای شدنی و مبتنی بر واقعیتهای اجتماعی شهر بود.»
استاد دانشگاه تهران در پایان اعلام کرد که آماده است در یک گفتوگوی تخصصی، دیدگاه و راهکارهای جایگزین برای نوسازی بافتهای فرسوده را تشریح کند.




