مدرسه معماری معمارانه

مدرسه معماری معمارانه

هر سازمان و نهادی که شروع به فعالیت در یک زمینه تخصصی می نماید، برای پیشبرد اهداف خویش یک سری اصول و چارچوب را در نظر می گیرد تا درون آن به تلاش بپردازد. این اصول و چارچوب می تواند خط مشی یک سازمان را طی مدت زمان فعالیت تعیین نموده و دسترسی به اهداف کوتاه مدت و بلند مدت را جهت دهی و معنا بخشی نماید. در واقع هیچ مجموعه منسجمی بدون این اصول و چارچوب وجود نداشته و قابل تصور نیست. مدرسه معماری معمارانه نیز از این مجموعه مستثنی نبوده و پایبندی به اصول و چارچوب ویژه ای را برای خود برگزیده است.
مدرسه معماری معمارانه یک مؤسسه آموزشی فرهنگی و هنری زیر نظر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران است که هدف خود را در نام خود ، مدرسه معماری، خلاصه نموده است. اساسی ترین اصل حاضر در این سازمان را می توان پایبندی به آموزش متکی بر اخلاق دانست و بر اساس همین اصل، خط مشی مدرسه معماری معمارانه در جهت همگامی و همکلامی با محیط دانشگاهی است و نه صرف یک موجود وابسته به حضور آن. این امر بدین معنی است که خدمات مورد نظر مدرسه معماری معمارانه نه از جنس محیط دانشگاه است و نه از جنس مایحتاج برای ورود به این محیط. بلکه حرکتی است در جهت همگام شدن با دانشگاه برای آموزش و هدایت مخاطبینی که چیزی بیش از این را طلب می کنند و تفاوتی میان خود و دیگران را در محیط عمل و نظر معماری خواستارند. حرکت مدرسه معماری معمارانه، در وهله اول، حرکتی از نظر به عمل و فرآیند ساخت و پردازش را در عمل نمایش داده و به تجربه همراهانش خواهد افزود. اما به واقع یک مدرسه معماری دارای چه ویژگی هایی است؟ آیا صرف خصوصی بودن و یا دولتی بودن و یا مقیاس و حوزه عملکرد است که تفاوت میان یک واحد دانشگاهی معماری و مدرسه معماری را رقم می زند؟
از منظر ذهنی من، یک مدرسه معماری، مکانی است برای همه چیز در باب معماری کردن؛ از مجسمه و ادبیات تا فلسفه و نمایش. از حوزه های بسیار ذهنی تا موارد عینی و عملکردی در ارتباط با سکونت نوع بشر. معماری سرشاری از زندگی است و زندگی صرف مهندسی کردن فضا نیست. معماری وابسته کردن حیات به عینیت است و چند گامی فراتر از تولید منطبق بر قواعد و اصول است. مدرسه معماری مکانی است که می تواند این امر را، به دلیل عدم وابستگی به مجموعه ای غالب از افکار از پیش تعیین شده و نبود ساختار بروکراتیک و پیچیده، محقق نماید. در سرتاسر جهان مدرسه معماری جایگاه تضارب اندیشه ای است که در یک مجمع تخصصی روی می دهد. تضاربی که فارغ از ساختار نهادی، حاصل هم نشینی متفکرینی است که در حوزه های مختلف معماری اندیشه می کنند. اصل دوم حاکم بر مدرسه معماری معمارانه از همین جا رخ می نماید، و آن ادعای جریان سازی در حوزه های علمی و عملی معماری، و به طور کلی محیط ساخته شده، که رشته های دیگر مانند شهرسازی را در خود جای می دهد، است. این عنوان محیط ساخته شده را شاید مدیون دست نوشته های آموس راپاپورت، نوربرگ شولتز و آن اسپیرن و غیره باشیم اما معنایی که به همراه دارد، عمیقا در تمامی وجود انسان نهادینه است؛ رابطه ای دو طرفه با پیرامون، که معماری و شهرسازی نیمی از این پیرامون را جهت کیفیت بخشی به زندگی انسان و تعالی و سعادت وی، تفکر کرده اند. و در آخر اصل انتهایی که مدرسه معمارانه را به اهداف خود نزدیک می کند، تبدیل شدن به مکانی برای مباحثات میان رشته ای است. فضایی که اعتقاد به پیوستگی های دانشی داشته و پرداختن به علوم در انتزاع از یکدیگر را خارج از حوزه علم پژوهی بر شمرده است. ذیل این اصل موارد بسیار زیادی در حوزه عملکرد و اهداف کوتاه و بلند مدت مدرسه معماری معمارانه قرار خواهد گرفت.

خوشحال میشیم دیدگاه شما رو بدونیم

      دیدگاه شما

      2 × 3 =

      ثبت نام

      ورود

      ثبت نام
      بازیابی رمز عبور